
این گرما اونم در کنار روزه داری آدمو خیلی شیک نابود میکنه :/ بدتر از همه اینکه سینوزیت اجازه نده کولر روشنی کنی و تا افطار بخوابی . کم کم دارم به این نتیجه میرسم که زن بگیرم . بخوابم و بگم خانوم خوشگلم بشین و منو از صبح تا افطار باد بزن . برچسب شود به: دل نوشته فیلسوف+ دوشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۶ توسط✔ פـسیــלּ ✔ | ...
ادامه مطلب
هوا یه جوری شده آدم هوس میکنه نصف دینش رو تکمیل کنه :) + فکر می کنم حافظ هم در یه همچین حال و هوایی میگفته : مدامم مست می دارد نسیم جعد گیسویت ، الی آخر ....
ادامه مطلب
زمانی که دعوای روشنفکران و روحانیون سنتی اوج گرفته بود که البته این تضارب آراء را می توان از محاسن دولت اصلاحات نام برد ، یکی از موضوعات محل نزاع آزادی بیان بود . آیت الله رضا استادی برای توجیه محدودیت های موجود ، استدلالی دلنشین آورده بود که ما در بیان خط قرمز نداریم بلکه معتقدیم بیان آدابی دارد . با قوت و ضعف استدلال آن روحانی سنتی یا پاسخ روشنفکران به او و موضوع آزادی بیان ما را کاری نیست . اما این نکته اهمیت دارد – و آن بزرگوار هم به خوبی اشاره داشته اند - که انسان های عاقل در سخن گفتن خودسانسوری می کنند و محدودیت هایی را برای خودشان قائلند و هر سخنی را در هر مکانی نمی گویند ، در صورتی که قدرت و اختیار هر سخنی را در هر مکانی گفتن ، دارند . کسی که در مجلس عزا لطیفه نمی گوید ، یا در مجلس ع...
ادامه مطلب
عشق با کیفیت ، تاریخ تولید دارد اما تاریخ انقضاء ندارد ....
ادامه مطلب
فلاسفه در بحث نیازمندی بشر به معلمین الهی مثال جالبی را ذکر کرده اند که اگر شخصی شما را به مهمانی دعوت کند و آدرس منزلش را ندهد – البته فرض اینکه فراموش کند ، مقصود نیست - ، نقض غرض کرده و انسان حکیم و عاقلی نیست . و از اینجا پُل می زنند به اینکه ما عبث آفریده نشده ایم و برای یافتن راه تکامل نیازمند هدایت الهی هستیم و این هدایت از باب پیام آوران صورت می پذیرد . آنچه از این مثال در بحث فعلی ما کارآمد است ، این نکته مهم می باشد که اگر در وجود بشر نیازی باشد – مثلاٌ نیاز به مایعات – و خداوند آن را فراهم نکرده باشد یا به تعبیری برای رفع آن نیاز تدبیری نیندیشیده باشد – مثلاٌ مایعات وجود نداشته باشند - ، پس حکیم نیست – مثل فردی که ما را به مهمانی دعوت کند ولی آدرس ندهد - . یکی از ویژگی های آدمی – ...
ادامه مطلب
به یاد مردهایی اُفتادم که تا به آن روز با آنها همبستر شده بودم . به یاد بوهایشان ، نفس هایشان ، دستان پینه بسته شان ، فریاد هایشان . تا به امروز شاهد چیزهای عجیبی شده بودم ؛ مردهایی از خانواده اصیل و نجیب که در تخت به هیولا تبدیل می شدند و مردهایی که هیبتی مثل هیولا داشتند اما در باطن نرم و مهربان بودند . قدیم ترها یک مشتری داشتم که از اراذل بود . عادت داشت که به صورتم تُف بکند و هر بار بگوید : کثافت ، پست . اما حالا یک درویش در مقابلم نشسته بود و میگفت : من مثل چشمه هایی که از دل کوهساران می جوشد ، پاک هستم . + ملت عشق ، بخش گل کویر ، الیف شافاک ....
ادامه مطلب
آیا برای شخصی که اعداد و ضرب و تقسیم و دیگر قواعد ریاضی را نپذیرفته و در همه آنها تشکیک کرده و اشکال وارد می کند ، دو ضرب در دو نتیجه می دهد چهار را می توانیم ، حل کنیم ؟ بدون شک مسئله ساده دو ضرب در دو می شود چهار ، بر پایه قواعدی است ، که عدم پذیرش آنها حل مسئله را غیر ممکن می کند . شخصی که عدد و ضرب را نپذیرفته و حتی در آن تشکیک می کند ، نتیجه ما از مسئله را هم نمی پذیرد - و توقع اینکه باید بپذیرد هم معقول نیست - . نکته دیگر اینکه جر و بحث کردن با چنین فردی در مسئله منطقی نیست . بلکه باید ابتدا اشکالات او در مبانی رفع شود ، و بعد از آن در حل مسئله با او مباحثه کنیم . همین شرایط در مباحث دینی هم وجود دارد . مباحثه با شخصی که خدا را قبول ندارد ، در موضوع " حقوق زن در اسلام " یا " ارتداد " ی...
ادامه مطلب
تا الآن به این فکر کرده اید ، که چرا ما معتقد به وجود خدا هستیم ؟ ! شاید این خدای ما مثل همان لولوی ایام طفولیت بافته ذهن نسل های گذشته باشد . شاید شخصی مثل کریستیان آندرسن که داستان خیالی پری دریایی را نوشت ، داستان خدا را با خیال پردازی بافته و حکایت کرده باشد و دیگران هم آن را واقعیت پنداشته و برای ما نقل کرده اند . شاید حکایت ما و خدا حکایت پادشاه و لباس سحر آمیز باشد . از بس گفته اند : هر کس به وجود خدا معتقد نباشد ، نجس است و به عذاب های وحشتناک گرفتار می شود ، که ما ترجیح داده ایم ، خداباور باشیم تا فرد ناپاکی که به عذاب های جاویدان دُچار شود . و به این فکر نکرده ایم ، که شاید خدایی نباشد و عذاب و نجس بودن هم کشک باشد . شاید زیگموند فروید - روان پزشک مشهور - راست گفته باشد و خدا مخلوق...
ادامه مطلب
یکی از اساتید فلسفه ما می فرمودند : در گذشته ایمانم در مشتم بود و محکم آن را می فشردم ، که از دست نرود ، اما اکنون که از دست رفته ، دستم گشوده شده و سال های متمادی است ، که در طلب آن هستم . این طلب دائم از آن حراست آغشته به ترس زیباتر است . دست از طلب ندارم تا کام من بر آید ، حکایت همین طلب دائم است ، که اُمیدوارم به ما هم عنایت بشه . در ادامه بحث گذشته باید اضافه کنم که شخصیت بزرگی مثل مرحوم فاضل مقداد که در علوم عقلی و نقلی تبحر خاصی داشته ، فردی که اعتقادات کورکورانه داره رو مستحق عذاب میدونه . به تعبیر دیگه ، از نظر ایشون ، اگه شما اعتقادتون به خدا بدون دلیل باشه ، صد سال دیگه که از دنیا رفتید ، به جای حوری و غلمان و شراب طهور و لحم طیر وارد آتش سوزان جهنم میشید . ببینید چی گفته – اصن م...
ادامه مطلب
چندین هزار جنازه به گورستان بَرَند ، و یکی از ایشان به شک نرسیده بود . ( نامه های عین القضاة ، نامه هفتاد و دوم ) تصدیق هم دو قِسم میشه : تصدیق ضروری ، مثل : خورشید گرم است . تصدیق نظری ، مثل : صانع ، موجود است . در تصدیق ضروری نیازمند به فکر و دلیل نیستیم ، ولی در تصدیق نظری نیاز به فکر و دلیل داریم . اگه به مثال های تصور ضروری و نظری در پُست گذشته دقت کرده باشید ، اینجا با مشکل دشوار فهمی و بد فهمی مواجه نمیشید . حالا ربط اینا به اعتقاد با دلیل و بدون دلیل ، چیه ؟ وقتی خدا باوران میگن : خدا ، وجود دارد . گزاره اونا تصدیقی میشه ، چون حُکم صادر کردند . حالا ، آیا این گزاره تصدیقی میشه ضروری یا نظری ؟ ضروری نمیشه ، میدونید چرا ؟ اجازه بدید ، مرحوم فاضل مقداد بهتون پاسخ بده – منم بشینم یه گوش...
ادامه مطلب
ساده بگیر اما ساده نباش !...
ادامه مطلب
از ننگ های فلسفه این که استالین معلم فلسفه داشت ، و از افتخارات فلسفه این که این معلم فلسفه اعدام شد !...
ادامه مطلب