چندین هزار جنازه به گورستان بَرَند ، و یکی از ایشان به شک نرسیده بود . ( نامه های عین القضاة ، نامه هفتاد و دوم )
تصدیق هم دو قِسم میشه :
تصدیق ضروری ، مثل : خورشید گرم است .
تصدیق نظری ، مثل : صانع ، موجود است .
در تصدیق ضروری نیازمند به فکر و دلیل نیستیم ، ولی در تصدیق نظری نیاز به فکر و دلیل داریم .
اگه به مثال های تصور ضروری و نظری در پُست گذشته دقت کرده باشید ، اینجا با مشکل دشوار فهمی و بد فهمی مواجه نمیشید .
حالا ربط اینا به اعتقاد با دلیل و بدون دلیل ، چیه ؟
وقتی خدا باوران میگن : خدا ، وجود دارد . گزاره اونا تصدیقی میشه ، چون حُکم صادر کردند . حالا ، آیا این گزاره تصدیقی میشه ضروری یا نظری ؟
ضروری نمیشه ، میدونید چرا ؟
اجازه بدید ، مرحوم فاضل مقداد بهتون پاسخ بده – منم بشینم یه گوشه گوش کنم - :
اولا ، ( لان المعلوم ضرورة هوالذی لا یختلف فیه العقلاء / معلوم ضروری آن چیزی است که عقلاء در آن اختلاف نداشته باشند ؛ باب حادی عشر ، ص 17 )
فهمیدید چی شد ؟
مثلاٌ هیچ آدم عاقلی نمیگه خورشید روشنگر نیست ، اما آدمای عاقل زیادی گفتند خدا نیست . همین ثابت میکنه که گزاره خدا وجود دارد ، تصدیق ضروری نمیتونه باشه .
ثانیا ، ( بل یحصل العلم بادنی سبب من توجه العقل الیه ، و الاحساس به ، کالحکم بان الواحد نصف الاثنین / - در تصدیق ضروری – علم با کوچک ترین سببی از توجه عقل به سوی آن و احساس کردن آن حاصل آید مانند حکم به اینکه یک نصف دو است ؛ همان ، ص 17 )
اگه گزاره خدا وجود دارد ، تصدیق ضروری بود که همه بدون فکر و دلیل به اون اعتراف می کردند در صورتی که چنین نیست .
با این مقدمات به نتیجه می رسیم که گزاره : خدا ، وجود دارد ؛ تصدیق نظری است و به همین علت نیازمند دلیل می باشد . پس ما دو راه داریم : یا واسه گزاره مورد ادعا دلیل بیاریم ، یا نیاریم . در صورت دوم به خودمون و دیگران دروغ گفتیم .
# ادامه دارد . . .
گاه نوشته های فیلسوف...ما را در سایت گاه نوشته های فیلسوف دنبال میکنید
برچسب: 39 weeks pregnant,39 clues,39 steps, نویسنده: بازدید: 40