یکی از اساتید فلسفه ما می فرمودند : در گذشته ایمانم در مشتم بود و محکم آن را می فشردم ، که از دست نرود ، اما اکنون که از دست رفته ، دستم گشوده شده و سال های متمادی است ، که در طلب آن هستم . این طلب دائم از آن حراست آغشته به ترس زیباتر است .
دست از طلب ندارم تا کام من بر آید ، حکایت همین طلب دائم است ، که اُمیدوارم به ما هم عنایت بشه .
در ادامه بحث گذشته باید اضافه کنم که شخصیت بزرگی مثل مرحوم فاضل مقداد که در علوم عقلی و نقلی تبحر خاصی داشته ، فردی که اعتقادات کورکورانه داره رو مستحق عذاب میدونه . به تعبیر دیگه ، از نظر ایشون ، اگه شما اعتقادتون به خدا بدون دلیل باشه ، صد سال دیگه که از دنیا رفتید ، به جای حوری و غلمان و شراب طهور و لحم طیر وارد آتش سوزان جهنم میشید .
ببینید چی گفته – اصن مو به تن آدم سیخ میشه - :
( نفی عنهم الایمان مع کونهم مقربن بالالهیة و الرسالة لعدم کون ذلک بالنظر و الاستدلال ، و حیث أن الثواب مشروط بالایمان ، کان الجاهل بهذه المعارف مستحقاً للعقاب الدائم / . . . و ایمان را از ایشان نفی کرد در حالی که به خداوندی خدا و رسالت پیامبر اقرار کرده بودند زیرا اسلام ایشان از روی نظر و استدلال نبود و چون – استحقاق – ثواب مشروط به ایمان است پس هر کس که به این معارف نادان باشد – ثواب نیابد و – سزاوار شکنجه پایدار خواهد بود ؛ شرح باب حادی عشر ، ص 18 )
از اینم که چشم پوشی کنیم – یا به قول ما آقایون : زیر سیبیلی ردش کنیم - ، علامه حلی که هم فیلسوف بزرگی بوده و هم سرآمد فقهاء ، میگه همه علماء معتقدند که اعتقادات باید با دلیل باشه و نه تقلید .
خُدا بیامرز وقتی میگه اجماع عُلماء ، دیگه از سیخ شدن مو میریم تو فاز لرزش اندام – به گفته حافظ : چو بید بر سر ایمان خویش میلرزم ، نه قر کمر و این حکایتا ، معاذالله - :
( أجمع العلماء کافة علی وجوب معرفة الله تعالی و صفاته الثبوتیه و السلبیه و ما یصح علیه و ما یمتنع عنه و النبوه و الإمامه و المعاد بالدلیل لا بالتقلید . فلا بد من ذکر ما لا یمکن جهله علی احد من المسلمین و من جهل شیئا من ذلک خرج عن ربقة المؤمنین و استحق القاب الدائم / همه کارشناسان علوم دینی بر وجوب شناخت خدای تعالی و صفات او از ثبوتیه و سلبیه و نیز آنچه بر او صحیح است و آنچه از وی ممتنع است و نبوت و امامت و معاد – که این معرفت – باید با دلیل باشد و نه تقلید ، اجماع کرده اند .پس ناچار از یاد کردن چیز هایی هستیم که ندانستن آنها بر هیچ یک از مسلمانان درست – روا – نیست و هر کس به چیزی از این اُمور جاهل باشد از زمره مومنان خارج و سزاوار شکتجه پایدار باشد ؛ شرح باب حادی عشر ص 18 – 16 )
با این حساب باید خودمون رو – البته اگه اعتقادمون بدون دلیل هستش – آماده کنیم واسه این وعده الهی :
( یضربون وجوههم و أدبارهم و ذوقوا عذاب الحریق ، بر چهره ها و پشت هایشان بکوبند و - گویند - عذاب آتش سوزان را بچشید ؛ انفال / 50 )
دیگه انذار کافیه . من یه کم واستون " دلیل " رو توضیح بدم که اعتقاد با دلیل و بدون دلیل یعنی چی ؟
منطقیین میگن که علم تقسیم میشه به تصور و تصدیق . یه زمانی علم شما حالت قضائی داره و در مورد موجودات قضاوت میکنه ، مثلا : هوا گرم است ، هوا گرم نیست ، این میشه تصدیق .
یه وقتایی چیزایی از نظر ما میگذره بدون اینکه حکمی صادر کنیم ، مثل : صورت ذهنی هوا یا صورت ذهنی گرما که میشه تصور .
خیلی مسئله دُشواری نبود . بیشتر ساده بشه ؟ ! چشم .
گاهی وقتا مرد سوار بر اسب سفید رو تصور می کنید ، که میشه همون تصور اهل منطق . سی سال بعد اگه گره از بخت باز شد و دعاهاتون مستجاب شد ، میگید : این عوضی شوهر منه ، که میشه تصدیق . – یعنی در مورد دوم یه حُکمی به ایجاب – فلانی شوهر من است – یا به سَلب – فلانی شوهر من نیست – صادر کردید - .
با این مثال دیگه فکر می کنم ، خواهران محترمه هم دوزاریشون اُفتاد .
برادران بزرگوار هم به جای مرد سوار بر اسب سفید ، دختر شاه پریون رو جایگزین کنند و اگه زن ذلیل هستند ، واژه عوضی رو به قول قدیمیا : قلم بگیرن .
بعد از این ، منطقیین میگن ، تصور و تصدیق هر کدوم دو قِسم میشه – دو قَسَم نخون : - :
تصور ضروری ، مثل : سرما و گرما و سفیدی و سیاهی و امثالهم
تصور نظری ، مثل : روح و ملائکه و جن و امثالهم
به محض اینکه یه نفر به شما بگه سرما یا گرما بدون اینکه فکر کنید و بنده خدا بخواد توضیح بده ، میفهمید منظورش چیه .
تصور ضروری یعنی یهویی فهمیدن – بی نیاز از فکر - ، اما تصور نظری یه چیزی هستش تو مایه های عکسای یهویی دخترا که یهوییه ها ولی بیست و چهار ساعت قبلش آرایش و پیرایش داشتن – نیازمند به فکر - .
نتیجه این شد که بعضی تصورا نیاز به فکر نداره – مثل : سرما - و بعضی تصورا یه کم نیاز به فکر داره – مثل : روح - . به اولی میگیم تصور ضروری به دومی میگیم تصور نظری . اما در هیچکدوم از این تصورا حُکمی صادر نمی کنیم که هوا سرد است یا نیست ، روح هست یا نیست چون دیگه تبدیل میشه به تصدیق .
طولانی شد و چشم های خوشگلتون خسته میشه ، اگه عمری باقی بود ، در پُست بعدی توضیح میدم که تصدیق هم دو قِسم میشه و ربط اینا به اعتقاد با دلیل و بدون دلیل چیه ، و البته در اعتقاد اینایی که گفتن ما خدا رو حس می کنیم و از این حرفا تشکیک می کنیم .
# ادامه دارد . . .
گاه نوشته های فیلسوف...ما را در سایت گاه نوشته های فیلسوف دنبال میکنید
برچسب: 38 weeks pregnant,38 special,38 degrees, نویسنده: بازدید: 28