خرید بک لینک

درباره سایت

گاه نوشته های فیلسوف

امکانات وب

فلاسفه در بحث نیازمندی بشر به معلمین الهی مثال جالبی را ذکر کرده اند که اگر شخصی شما را به مهمانی دعوت کند و آدرس منزلش را ندهد – البته فرض اینکه فراموش کند ، مقصود نیست - ، نقض غرض کرده و انسان حکیم و عاقلی نیست . و از اینجا پُل می زنند به اینکه ما عبث آفریده نشده ایم و برای یافتن راه تکامل نیازمند هدایت الهی هستیم و این هدایت از باب پیام آوران صورت می پذیرد .

آنچه از این مثال در بحث فعلی ما کارآمد است ، این نکته مهم می باشد که اگر در وجود بشر نیازی باشد – مثلاٌ نیاز به مایعات – و خداوند آن را فراهم نکرده باشد یا به تعبیری برای رفع آن نیاز تدبیری نیندیشیده باشد – مثلاٌ مایعات وجود نداشته باشند - ، پس حکیم نیست – مثل فردی که ما را به مهمانی دعوت کند ولی آدرس ندهد - .

یکی از ویژگی های آدمی – که در گذشته پیرامون آن نوشتیم – ممکن الخطاء بودن است . ما در اندیشه و گفتار و کردار عصمت نداریم . و این مسئله در هیچ دین و مکتب فلسفی انکار نشده است – جز قرائتی از دین اسلام که به عصمت افراد خاصی قائل هستند و این عصمت را محصور در همان تعداد مشخص می دانند - .

با این حساب ما خطا می کنیم یا هر لحظه امکان دارد خطا کنیم – دقت شود که نمی گوییم : باید خطا کنیم - . و هیچ کس ادعای عصمت ندارد که اگر داشته باشد هم ادعای او به برهان عقلی باطل است زیرا دور باطل اتفاق افتاده و مدعا و دلیل مشترک می شود . به این شکل که ادعای من عصمت است و دلیل ادعای من هم ادعای من خواهد بود . و آن قرائت از اسلام هم که برای عده خاصی قائل به عصمت هستند ، به همین دلیل آیه تطهیر و حدیث کساء را مورد استناد قرار می دهند که عصمت این افراد با شهادت الهی ثابت است و نه ادعای خودشان یا مریدانشان . – چه زیبا فرمود : . . . و هی مغیبة لا تعرف الا بتعریف علام الغیوب ، بحار ، ج 25 ، ص 199 - .

به قول حضرت حافظ : ( پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت / ناخلف باشم اگر من به جویی نفروشم ) . با پذیرش این مقدمه که ما ممکن الخطاء هستیم ، بحث را پی می گیریم .

ممکن الخطاء بودن نیازی در ما ایجاد می کند و آن هم نیاز جبران خطا یا فرصت دوباره است . این نیاز در نظام های آموزشی و سیاسی و حقوقی عصر حاضر تا حدود زیادی پذیرفته شده و لحاظ می شود .

مثال های ساده ای که می توان به آنها متوسل شد : فرصت تحصیل دوباره بعد از عدم کسب نمره قبولی ، فرصت انتخاب دوباره رئیس جمهور بعد از پایان مقطع قانونی فعالیت او ، فرصت دوباره ازدواج قانونی بعد از طلاق یا زندگی اجتماعی مجرمین بعد از پایان محکومیت .

و البته این فرصت دوباره چنان در بند بند زندگی اجتماعی ما آمیخته شده که گاه از آن غافل می شویم . مثل همان ماهی که از بس در آب غرق است ، از خشکی غافل می شود . و اگر لحظه ای تصور کنیم که فرصت دوباره از زندگی اجتماعی حذف شود ، بدون شک زندگی غیر ممکن خواهد بود .

خداوند حکیم نیز این نیاز را نادیده نگرفته و مفتوح بودن باب توبه تا آخرین لحظه حیات مهر تأیید بر حکمت او و وجود نیاز بشر به فرصت دوباره است .

این مقدمات برای چه بود ؟ !

اینکه عده ای از ما همین نیاز مسلم را که خدا و خلق نادیده نگرفته اند ، نادیده می گیریم تا جایی که فرصت دوباره را از کسانی که خطایی هم نداشته اند ، دریغ می کنیم . و این سنت هایی که احساس بافته را باید به آتش برهان عقلی بسوزانیم .

مثال ساده ای ذکر کنم :

اگر یک مرد سی ساله – که نه تنها نیاز به رابطه عاشقانه دارد ، بلکه نیاز جنسی هم در او ضعیف نشده – همسرش در حادثه ای فوت کند ، حق ازدواج دارد .

او در زمان حیات همسرش نه به او خیانت کرده ، نه او را کتک زده و نه طلاق داده بلکه آنچه داشته را فدای او کرده است . اما اکنون دیگر آن زن وجود ندارد . ولی این مرد زنده است ، با تمام نیازهای گذشته و بلکه نیازی افزون تر به وجود همدم عاشقی که او را از آن وضعیت وخیم روحی نجات دهد .

چرا اگر او ازدواج کرد ، به خیانت و متعهد نبودن حمل می شود ؟ این سنت غلط و تفکر خطا جز نفی نیاز ضروری آدمی به فرصت دوباره نیست .

تسامح به خرج می دهیم و همین استدلال را به شخصی که همسرش را به هر دلیل – معقولی - طلاق داده تعمیم می دهیم . که زندگی گذشته او تمام شده و الآن با همه نیازهای قبلی نیازمند زندگی دوباره است ، چرا این حق را از او سلب کنیم ؟ و بگوییم اگر انسان بود زندگی قبلی او به طلاق ختم نمی شد .

این استدلال درمان شکست جوانان در وصال معشوقه هم خواهد بود .

اگر دختری عاشق پسری شد ، در این شکی نیست که باید به او متعهد و وفادار باشد و حتی فکر خیانت هم به سرش نزند . اما اگر پسر به او خیانت کرد و این رابطه خاتمه یافت ، چرا حق زندگی و فرصت دوباره را از دختر بگیریم ؟

می گوییم و به همه جوانان تلقین می کنیم : او حتماٌ در تلافی خیانت معشوقه اش هرزه می شود یا تنها می ماند .

چنبن فردی هرگز هرزه نمی شود زیرا ذات پاک و تعهد را در رابطه اول ثابت کرده و چرا تنها بماند ؟ که تمام نیازهای جسمی و روحی او پا برجاست .

عشق تاریخ انقضاء ندارد و متغیر هم نیست . اما عشق را باید از معشوقه تفکیک کنیم . چرا عشق که تحفه ای آسمانی است و در کعبه دل خلوت گزیده را با معشوقه ای خاکی و خاک نشین یکی می کنیم ؟ عشق پاک هم سنگ معشوقه ناپاک نیست !

چرا معشوقه تاریخ انقضاء نداشته باشد و متغیر نشود ؟ معشوقه هم تاریخ انقضاء دارد و هم خودش با اختیار ، این تاریخ انقضاء را مشخص می کند و هم در صورت لزوم باید متغیر شود و این تغییر امر محالی نیست .

این اندیشه به خیلی ها فرصت دوباره نفس کشیدن ، لذت بردن و عاشق شدن را می بخشد . این فرصت را از دیگران دریغ نکنیم .

فرصت دوباره نیاز همه است . صد بار اگر توبه شکستی باز آی .

برچسب: 34 weeks pregnant,347 area code,343 industries, نویسنده: لیلا پورعلی تاريخ: شنبه 4 دی 1395 ساعت: 11:15

صفحه بندی